رزومه خلاصه توست از آنچه بلدی و آنچه کردهای. در این صفحه بخشهایی را که رزومه معمولاً دارد، دلیل وجودشان و شیوه نوشتنشان مرور میکنیم. از اول تا آخر بخوان، یا مستقیم به بخشی برو که برایت سؤال است. پایین صفحه نمونههای آمادهای هست که میتوانی رزومه خودت را با آنها مقایسه کنی.
نامهای سوئدی را دستنخورده نگه میداریم. همین کلمهها هستند که در سایتها و آگهیها میبینی، و همین کلمهها را باید بتوانی به مسئول پروندهات بگویی.
رزومه خلاصهای کوتاه است از آنچه بلدی و آنچه کردهای. کارفرما اغلب سریع میخواندش، پس مهمترین چیزها باید آسان پیدا شوند. بیشتر رزومهها از همان بخشها تشکیل میشوند:
رزومه و نامه انگیزشی تو دو سند متفاوتاند. نباید در یکی ادغام شوند.
در یک رزومه معمولی اطلاعات تماس تو بالاست. باید رسیدن کارفرما به تو را آسان کند.
به این فکر کن که از چه ایمیلی استفاده میکنی. اگر بوریس برای کاری در Försäkringskassan درخواست بدهد و نشانی partyanimal99@hotmail.com را بنویسد، ممکن است غیرجدی به نظر برسد. قاعده نیست، اما نشانیای که نام تو در آن باشد تأثیر بهتری میگذارد، مثلاً boris.andersson@hotmail.com. خوب است نشانیای بگیری که فقط برای درخواستهای کاری استفاده کنی، جدا از نشانی شخصیات.
در سوئد عکس در رزومه رایج است و کمتر کسی آن را عجیب میداند. این یعنی مجبور نیستی عکس بگذاری. در بسیاری از کشورهای دیگر، مثلاً آمریکا و بریتانیا، رزومه معمولاً بدون عکس است.
یک راه ساده: رزومهای بدون عکس داشته باش و یک عکس خوب روی کامپیوترت ذخیره کن. آنوقت وقتی کارفرما خواست، یا وقتی خودت مناسب دیدی، میتوانی اضافهاش کنی.
هیچ قاعدهای نمیگوید رزومه باید پروفایل داشته باشد. اگر میخواهی داشته باشی باید هدف روشنی را برآورده کند.
پروفایل توصیفی کوتاه از نقاط قوت تو در محیط کار است. فقط کلماتی مثل «باانگیزه» یا «اجتماعی» ننویس. در عوض نشان بده وقتی کار میکنی چطور دیده میشوند. ویژگیهای شخصی تو در پروفایل جای دارند. به عنوان جداگانه نیاز ندارند.
نمونه: کارگر انبار با پنج سال تجربه در جمعآوری سفارش و رانندگی لیفتراک. کارم را مرتب نگه میدارم، در تیم خوب همکاری میکنم و وقتی کار زیاد است آرامشم را حفظ میکنم.
سابقه کار میتواند هم کار باشد و هم کارورزی. اگر شش ماه در انباری کارورزی کردهای، شش ماه تجربه کار انبار داری. بنویس که کارورزی بوده و از برجسته کردنش نترس. نشان میدهد که میخواهی کار کنی و انگیزه داری، و آشکارا بهتر از نداشتن هیچ چیز است.
برای هر کار یا کارورزی چهار چیز بنویس:
اگر وظایفت را کمی مشخصتر هم توضیح بدهی امتیاز بیشتری است. اگر فقط نوشته باشد «رستوران»، خواننده همه آنچه را کردهای نمیفهمد. شاید از مهمانها پذیرایی کردهای، قفسهها را پر کردهای، بهعنوان گارسون سفارش گرفتهای، سرپرست بودهای، نظافت و بستن را انجام دادهای، مسئول صندوق بودهای و نوشیدنی الکلی سرو کردهای. اگر ننویسیشان، خطر این است که کارفرما دقیقاً همان دانشی را که دنبالش است نبیند.
پایینتر در صفحه بهزودی چند نمونه از شکل ممکن آن میآید.
معمولاً فقط لازم است بالاترین تحصیلات تمامشدهات را بیاوری. اگر مدرک دانشگاهی داری لازم نیست درباره دبیرستان چیزی بنویسی.
دو استثنا:
مدرک تو بالای فهرست میآید. بنویس:
زیر تحصیلات، دورهها و گواهیهایت را در بخشی جداگانه جمع میکنی. آنجا میتوانی گواهینامه رانندگیات را هم بنویسی، چون صلاحیتی است که گرفتهای. قاعدهای درباره جای گواهینامه نیست.
مهارتها آن چیزی است که در کار میتوانی انجام دهی، مثلاً وظایف، دستگاهها، سامانهها و ابزارها. آنها را بهصورت عبارتهای کوتاه در فهرست بنویس:
آنچه را برای شغل مورد نظر مهمتر است انتخاب کن. آگهی را بخوان و همان کلمههایی را به کار ببر که کارفرما به کار برده، جایی که برای تو درستاند. آنوقت خواننده فوری میبیند آنچه خواسته شده را داری، و بعضی سامانههای استخدام دنبال همان کلمهها میگردند. فقط چیزی را بنویس که واقعاً بلدی، چون ممکن است در مصاحبه دربارهاش بپرسند.
معمولاً سه یا چهار تا کافی است. چند تا که با آگهی بخوانند بهتر از ده تا که ربط چندانی به شغل ندارند.
ویژگیهایی مثل «دقیق» یا «مقاوم در برابر فشار» مهارت نیستند. جایشان در پروفایل است.
قاعدهای برای توصیف دانش زبانیات نیست. یک قاعده سرانگشتی این است که ببینی آگهی شرط را چطور بیان کرده:
یک مقیاس ساده میتواند به سنجیدن سطحت کمک کند:
در رزومه سطح را با کلمه مینویسی، تا خواننده فوری بفهمد:
زبانی که سطحش 0 است را ننویس. زبان در مصاحبه فوری معلوم میشود. پس سطحی را انتخاب کن که در کار روزمره از پسش برمیآیی، مثلاً فهمیدن یک دستور، جواب دادن تلفن یا نوشتن یک ایمیل.
نمونه: سوئدی (روان) · انگلیسی (دانش خوب)
زیر «سایر موارد» چیزهایی را مینویسی که میتواند برای شغل مهم باشد اما زیر عنوانهای دیگر نمیگنجد. کارفرماها دوست دارند چنین چیزهایی را بدانند، و خواننده نمیتواند بداند مثلاً ماشین شخصی داری مگر اینکه بنویسی.
میتواند اینها باشد:
سعی کن تا میتوانی چیزی برای حدس زدن کارفرما باقی نگذاری. آنچه را بنویس که واقعاً میتواند باعث انتخاب تو شود.
نمونهکار نمونههایی از آنچه ساختهای نشان میدهد. در همه شغلها رایج نیست، اما خوب است بدانی هست و معمولاً کِی به کار میرود.
میتواند مثلاً اینها باشد:
میان نمونههای پایین صفحه بهزودی رزومهای برای کسی که در IT کار میکند میآید. همان ساختار پایه را دارد اما کمی متفاوت به نظر میرسد: بخشی جداگانه برای پروژهها و فهرستی از دانش فنی دارد. پس رزومه در صنفهای مختلف میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد.
قاعدهای درباره اینکه چه کسی میتواند معرف باشد نیست. ترجیحاً کسی که با تو کار کرده و رابطه شخصی با او نداری، بهتر است مدیر. همکار هم میتواند خوب باشد.
بیشتر مردم معرفهایشان را در رزومه نمینویسند. بهجایش نوشته میشود «معرفها در صورت درخواست ارائه میشوند». نوشتن کمی بیشتر میتواند مزیت باشد، مثلاً: «مدیر پیشینم و یک همکار. شماره تلفن در صورت علاقه ارائه میشود.»
آنوقت استخدامکننده میبیند که معرفهای آماده داری و یکی از آنها مدیر است. این ابهامها را کم میکند، و دقیقاً همین است که میخواهی از آن دوری کنی. پیش از دادن شمارهها از معرفهایت اجازه بگیر و به آنها بگو برای چه کاری درخواست دادهای.
ATS سامانه استخدامی است که کارفرما برای دریافت و مدیریت درخواستها به کار میبرد (applicant tracking system). خیلیها فکر میکنند سامانه رزومهها را اگر قالبشان اشتباه باشد خودکار کنار میگذارد. شواهد کمی برای این هست. اغلب انسانی است که میخواند و انتخاب میکند. آنچه بیشتر درخواستها را کنار میگذارد پرسشهای خود فرم درخواست است، مثلاً اینکه گواهینامه رانندگی یا صلاحیت لازم را داری یا نه.
سامانههای تازهتر بیشتر چیزها را میخوانند، حتی تصویر و طراحی پیشرفته. اما همه کارفرماها تازهترین سامانهها را ندارند. پس خوب است تفاوت میان رزومهای که هر سامانه میتواند بخواند و رزومهای که ممکن است خراب شود را بدانی.
رزومهای که هر سامانه میتواند بخواند:
اینطور میتوانی رزومه خودت را آزمایش کنی: PDF را باز کن، همه متن را انتخاب کن، کپی کن و در یک سند خالی بچسبان. اگر متن به ترتیب درست بیاید و عنوانها خوانده شوند، عملاً هر سامانهای میتواند رزومه تو را بخواند.
همه نمونههای رزومه پایین صفحه هر سه شرط را دارند، و کنار هر نمونه توضیح میدهیم چرا.
به فایل نامی ساده بده که نشان دهد چیست، مثلاً:
نامی مثل Summerjob2019.pdf این حس را میدهد که درخواست قدیمی یا شتابزده است. نامت را در آن بیاور، تا کارفرما فایل درست را میان بقیه پیدا کند.
روشنترین نمونه وقتی است که رزومهات را بهصورت پیوست ایمیل میفرستی. آنوقت گیرنده فوری نام فایل را میبیند، و اگر نوشته باشد Summerjob2019.pdf ممکن است فکر کند رزومهات را بهروز نکردهای.
در نام فایل از å، ä و ö دوری کن، چون در بعضی سامانهها خراب میشوند. اگر نامت Åsa Öberg است فایل میتواند CV_Asa_Oberg.pdf باشد.
مشخصات سند را هم بررسی کن، یعنی عنوان و نویسنده. همراه فایل میروند و ممکن است نامی قدیمی یا نام کس دیگری آنجا مانده باشد.
پیش از فرستادن این فهرست را مرور کن:
نمونه رزومههای آماده بهزودی میآیند.